چگونه طرح خود را به یک شتابدهنده کسب و کار ارائه کنیم ؟

چگونه طرح خود را به یک شتابدهنده کسب و کار ارائه کنیم ؟

یکی از روش هایی که می تواند سرعت تبدیل استارتاپ شما به یک استارتاپ موفق را افزایش دهد، استفاده از یک شتابدهنده کسب و کار است. شتابدهنده های استارتاپ هر آنچه که صاحب یا صاحبان کسب  و کار برای ادامه راه خود نیاز دارند را فراهم می کند. در این پست به شما می گوییم که چگونه بیزنس پلن خود را به یک شتابدهنده ارائه دهید.

یکی از روش هایی که می تواند سرعت تبدیل استارتاپ شما به یک استارتاپ موفق را افزایش دهد، استفاده از یک شتابدهنده کسب و کار است. شتابدهنده های استارتاپ هر آنچه که صاحب یا صاحبان کسب  و کار برای ادامه راه خود نیاز دارند را فراهم می کند. در این پست به شما می گوییم که چگونه بیزنس پلن خود را به یک شتابدهنده ارائه دهید.

شتابدهنده کسب و کار چیست؟

شتابدهنده کسب و کار

شتابدهنده کسب و کار

شتابدهنده های کسب و کار، سازمان هایی هستند که با سرمایه گذاران، بنیانگذاران سایر استارتاپ ها و شرکای تجاری دیگر ارتباط دارند. آن ها برنامه های خود را برای آینده دارترین استارتاپ ها اجرا می کنند و هدف آن ها بها دادن و شتاب دادن به کار ایده های نوپا است.

هدف این شتابدهنده ها این است که به سرعت استارتاپ ها را به هر آنچه که برای پیشرفت نیاز دارند، مجهز کنند. این امر شامل ارائه سمینارها، کلاس های آموزشی، ساپورت مالی ( معمولا از ۱۰۰ تا ۳۰۰ میلیون وابسته به ایده شما و شتابدهنده ) و کمک به طراحی دقیق محصول و بیزنس مدل است.

یکی از اصلی ترین کار های شتاب دهنده ها، شبکه ای است که آن ها شما را به آن معرفی می کنند. ملاقات با یک صاحب کسب و کار برجسته بدون پشتیبانی شتاب دهنده ها، دشوار خواهد بود.

در ازای یک برنامه کوتاه و بخش عمده ای از سرمایه اولیه، سهم شتاب دهنده ها از سهام کسب و کار شما معمولاً از ۱۰ تا ۲۰ درصد خواهد بود.

شتابدهنده علاوه بر مشاوره، کمک های مالی، کلاس های آموزشی و خیلی از مزایای دیگر معمولا فضاهای اشتراکی نیز در اختیار ایده های نوپا قرار می دهند تا هم از تجربیات دیگر استارتاپ ها بهره بگیرند و هم بهترین امکانات را برای پیشرفت ایده های خود در اختیار داشته باشند.

چگونه ایده خود را برای یک شتابدهنده ارائه دهیم؟

نزدیک به یک دهه است که شتابدهنده ها کار خود را در ایران شروع کرده اند و در حال حاضر ما نزدیک به صد شتابدهنده کسب و کار در ایران داریم.

روند کاری این شتابدهنده ها بدین صورت است که شما ابتدا ایده یا تیم خود را ثبت می کنید و این شتابدهنده ها طرح های معرفی شده را بررسی می کنند و با آینده دار ترین این طرح ها همکاری خود را شروع می کنند. اغلب این شتابدهنده ها در حوزه های تخصصی خاص خود فعالیت می کنند. به عنوان مثال شتابدهنده نوین تک، شتابدهنده ای است که اولویت آن ها با استارتاپ های حوزه تکنولوژی مالی یا فینتک است.

برای پیدا کردن این شتابدهنده ها و کسب اطلاعات بیشتر درباره ی روند کاری هر شتابدهنده می توانید به این سایت مراجعه کنید.

چرا شتاب دهنده ها اهمیت دارند؟

برای یک استارتاپ در حال رشد ، پذیرش در یک شتاب دهنده موفقیت بزرگ به حساب می آید.برد فلد ، بنیانگذار TechStars ، شتاب دهنده را به آموزش غوطه وری تشبیه کرده است، که یک دوره توجه شدید و متمرکز را برای شرکت های نوپا فراهم می کند تا با سرعت بالایی آموزش ببینند.به نظر فلد ، هدف شتاب دهنده ها تسریع در فرآیند سرمایه گذاری بر استارتاپ های نوپا است. به این ترتیب ، شرکت های نوپا تجربه سالها فعالیت را در یک دوره چند ماهه،بصورت فشرده یاد میگیرند.

جوانب مثبت یک شتاب دهنده

جوانب مثبت یک شتاب دهنده

جوانب مثبت یک شتاب دهنده

شتاب دهنده راه اندازی چند مزیت دارد:

پتانسیل رشد بالا:

هدف نهایی یک برنامه شتاب دهنده ارزش بخشیدن به تجارت شما است. زمان اختصاصی کار ، آموزش تخصصی و فرصت های سرمایه گذاری باعث می شوند، شرکت شما رونق بگیرد و تجربه‌ای که باید در چندین سال بدست آورد را در چند ماه کسب کند، که پیشرفت و ترقی فوق العاده ارزشمندی است.

بازخورد ارزشمند:

مشاوران با دقت و توجه بسیار بالا برنامه ها را ارائه می دهند. آنها بیشتر از هر شخص دیگری تجربه رشد شرکت ها و استارتاپ ها و شرکت های نوپا، جذب سرمایه گذاران و ورود به بازارهای مختلف را میدانند و به خوبی می توانند راهنمای شما باشند.

فرصت های شبکه سازی:

شرکت ها در کنار سایر استارت آپ ها در فضاها و کارگاه های همکاری مشارکت دارند و فعالیت می کنند.فرصت های شبکه سازی از راه مشاوره تحصیلی و فارغ التحصیلان شتاب دهنده به کارآفرینان موفق ،دسترسی بی نظیری می دهند.که این موضوع یکی از عوامل مهم در پیشرفت استارتاپ ها است.

پرستیژ:

شتاب دهنده ها از نظر سرمایه گذاری نشان افتخار محسوب می‌شوند. شرکت در یک برنامه برتر نشان می دهد تیم شما از مهارت ، شایستگی و آموزش عالی و حرفه ای برخوردار است.و پذیرفته شدن در این برنامه وجهه فوق العاده ای برای شرکت شما است.

سرمایه گذاری:

یکی دیگر از مزایای بسیار عالی استفاده از برنامه شتاب دهنده، دسترسی به سرمایه های ریسک پذیر است . شرکت کنندگان شتاب دهنده سرمایه گذاران را از چند طریق به دست می آورند:نوع اول سرمایه گذاری های قبلی درباره برخی از شتاب دهنده ها که قبل از ورود به برنامه به دنبال بودجه جزئی هستند.نوع دوم سرمایه گذاری که بودجه را تأمین می کنند ، اما معمولاً سهمی در شرکت خواهند داشت.

مربیان:

مربیان در نوع خود مبتکر ، خلاق و سرمایه گذار هستند. گاهی اوقات این مربیان ، در تیم هایی که پس از پایان برنامه ، به استارتاپ ها راهنمایی می کنند ، به عنوان سرمایه گذار فعالیت می کنند.

سوالات متداول درباره ی شتابدهنده کسب و کار

شتابدهنده کسب و کار چیست؟

شتابدهنده های کسب و کار، سازمان هایی هستند که با سرمایه گذاران، بنیانگذاران سایر استارتاپ ها و شرکای تجاری دیگر ارتباط دارند. آن ها به ایده های نوپا که نیاز به مشاوره، امکانات و سرمایه دارند کمک می کنند و این موارد را برای آن ها آماده می کنند تا روند کار آن ها تسریع پیدا کند.

میزان سرمایه ای که این شتابدهنده ها در اختیار ما قرار می دهند چقدر است؟

میزان سرمایه ای که شتابدهنده به شما می دهد بسته به شتابدهنده و ایده شما متفاوت است. این مبلغ می تواند بین ۱۰۰ میلیون تا ۳۰۰ میلیون باشد.

درصد موفقیت من با کمک شتابدهنده ها چقدر است؟

اگر به لیست استارتاپ های موفق امروزی کشورمان نگاهی بیاندازیم، میزان اهمیت این شتابدهنده ها در امر کارآفرینی کشورمان را درک خواهیم کرد. خیلی از استارتاپ های موفق برای شروع کارشان از این شتابدهنده ها کمک گرفته اند. اگر بخواهیم دو مورد از این استارتاپ ها را مثال بزنیم می توانیم به عنوان مثال به تپسی، ایوند و … اشاره کنیم. 

سود شتابدهنده ها از کمک به ما چه خواهد بود؟

این شتابدهنده ها در ازای کمکی که به شما می کنند، درصدی از سهام استارتاپ شما را صاحب می شوند که این رقم معمولا بین ۱۰ تا ۲۰ درصد است.

۲۰ دلیل شکست استارتاپ ها که برای رسیدن به موفقیت باید آن ها را بشناسید

۲۰ دلیل شکست استارتاپ ها که برای رسیدن به موفقیت باید آن ها را بشناسید

امروزه به دلیل توسعه اینترنت و وجود ویروس کرونا یا COVID_19، کسب و کارهای اینترنتی و استارتاپ ها افزایش پیدا کرده است.ما قصد داریم،درباره ۲۰ علت شکست استارتاپ ها صحبت کنیم.

آنچه در بخش قبل آموختید

۲۶ نکته مهم برای راه اندازی استارتاپ که باید رعایت کنید

  • مفهوم استارتاپ چیست؟
  • تفاوت یک استارتاپ و یک شرکت چیست؟
  • نکاتی که برای راه اندازی استارتاپ باید به آن توجه کنید

در ابتدا باید بدانید استارتاپ چیست؟

استارتاپ ،نسل جدیدی از شرکت های کوچک با پتانسیل بالا ،برای رشد و گسترش است.که برای توسعه یک محصول یا خدمات منحصر به فرد و ارائه آن به بازار تاسیس می شوند.دلایل زیادی برای شکست یک استارتاپ وجود دارد.اگر می خواهید استارتاپ شما موفقیت لازم را کسب کند ، باید آنها را پشت سر بگذارید.

دلایل شکست استارتاپ ها چیست؟

حالا ۲۰علت اصلی شکست استارتاپ ها را بررسی می کنیم.

۱.عدم برنامه ریزی

بسیاری از استارتاپ ها برای آینده برنامه ریزی نمی کنند؛ زیرا ، احساس می کنند ایده آنها برای یک محصول یا خدمات موفق کافی است. درسته ،داشتن ایده ای عالی در مراحل اولیه تشکیل یک استارتاپ به شما کمک می کند ، اما اگر می خواهید موفقیت پایداری داشته باشید باید، این محصول را با یک طرح تجاری جامع ترکیب کنید.این طرح تجاری باید استراتژی های بازاریابی شما را نیز در نظر بگیرد.

۲.زمان درست گسترش را درک کنید

یکی از دلایل متداول شکست استارتاپ ها این است ؛که ،وقتی برای گسترش آماده نیستند ، خیلی سریع گسترش پیدا می کنند.
زمانی که گسترش پیدا می کنید، ممکن است نتوانید برخی از جنبه های شرکت را حفظ کنید ، که این مورد با گذشت زمان ، باعث از بین بردن اعتبار شما در بین مشتریان می شود.

۳.عدم تقاضای بازار

استارتاپ ها وقتی مشکل به وجود آمده در بازار را حل نکنند ، شکست می خورند. اکثر استارتاپ ها تصور میکنند که اختراع آنها ،کاملاً جذاب است و تقاضای زیادی برای آنها وجود دارد. اگر یک محصول نتواند تقاضا ایجاد کند ، استارتاپ شکست می خورد.

۴.عدم استفاده از شبکه های اجتماعی

استفاده نکردن از شبکه های اجتماعی از دلایل شکست استارتاپ ها

استفاده نکردن از شبکه های اجتماعی از دلایل شکست استارتاپ ها

اگر می خواهید استارتاپ شما موفق باشد و با شکست مواجه نشود،در شبکه های اجتماعی حضور داشته باشید.بهترین راه برای ایجاد پایگاه مشتری و جلب توجه مخاطبان ،داشتن حضور آنلاین قوی است،که نیاز به مهارت‌های بازاریابی موثر دارد.

۵.بودجه ناکافی

استارتاپ ها در هر مرحله برای ادامه فعالیت های خود به زمان و هزینه کافی نیاز دارند.بسیاری از استارتاپ ها به دلیل کمبود بودجه شکست می خورند.

۶.عدم هماهنگی در تیم

یک تیم با مهارت های مختلف برای موفقیت یک استارتاپ بسیار مهم است.ناهماهنگی در تیم ممکن است، به رونق کسب و کار لطمه وارد کند.برای یادگیری صفر تا صد اصول تیم سازی دوره ی زیر را مطالعه کنید:

۷.محصول استارتاپ شما مشتری پسند نیست

این مورد زمانی اتفاق می‌افتد که کارآفرینان برای کاهش هزینه‌ها از مرحله طراحی چشم پوشی می کنند.پس یکی از عواملی که موجب شکست استارتاپ ها میشود این است که اهمیت طراحی نادیده گرفته شود.

۸.نگران رقابت باشید

رقابت برای هر کسب وکار و استارتاپی وجود دارد.اما نباید توجه زیادی به رقابت با رقبا داشته باشید.باید بین دقت بیش از حد به رقابت و نادیده گرفتن کامل رقبا، تعادل برقرار کنید.

۹.فرسودگی شغلی

فرسودگی شغلی از دلایل شکست استارتاپ

فرسودگی شغلی از دلایل شکست استارتاپ

زمانی که فرد،ناامید می شود و همه جنبه های خلاقیت خود را از دست می دهد.کارآفرین برای اینکه با شکست مواجه نشود،باید افرادی را که با استعداد و خلاق هستند را استخدام کند.

۱۰.قیمت گذاری نامناسب

اگر کالایی بیش از حد گران قیمت باشد ، ممکن است موفق به جذب مشتری برای فروش نشود. گران قیمت بودن محصولات ،فقط در صورتی که سودمندی محصول برای مشتری بالا باشد امکان پذیر است و مشتریان از قیمت گذاری محصول شکایت نمی کنند.

۱۱.درباره بازار تحقیق و بررسی انجام دهید

اکثر اوقات استارتاپ ها فقط به دیدگاه خود،نظرات دوستان و خانواده خود اعتماد می کنند،وبه واقعیت های بازار توجه نمی کنند.اگر تحقیقات شما جامع نباشد،ممکن است نتواند نیاز های بازار را رفع کند و باعث شکست استارتاپ شود.

۱۲.نادیده گرفتن نیازهای مشتریان

برای یک استارتاپ ارائه محصولات به مشتریان بسیار حیاتی است .یک استارتاپ هرگز، نباید نیازهای مشتریان را نادیده بگیرد. دریافت گاه به گاه بازخورد از کاربران در طول مراحل تولید و آزمایش محصول ، شرکت را از بین نمی برد.

حتما بخوانید: مدیریت ارتباط با مشتری ، مهارتی که فروش شما را صد برابر میکند!

۱۳.فقدان مدل تجاری

اکثر اوقات ، کارآفرینان تصور می‌کنند، که ساختن محصول ، خدمات ، وب سایت و دستیابی به مشتری آسان است. درحالی که دستیابی به مشتری بدون داشتن یک مدل کارآمد تجاری اصلا آسان نیست. یک مدل تجاری روی ،روشی برای به دست آوردن مشتری و کسب درآمد از آن تمرکز می کند.

۱۴.بازاریابی ضعیف

بازاریابی ضعیف از دلایل شکست استارتاپ ها

بازاریابی ضعیف از دلایل شکست استارتاپ ها

برای یک استارتاپ ، جذب مخاطب مناسب ضروری است. استارتاپ ها باید بر روی ،جلب توجه مشتریان و تبدیل آنها به درآمد کار کنند.این موضوع مهمترین مهارت یک استارتاپ موفق است.

۱۵.نداشتن شور و اشتیاق

بسیاری از افراد ایده هایی عالی ارائه می دهند،اما در سیستم تجارت، پایدار نیستند؛چون اشتیاق ندارند. اگر در حوزه خاصی،دانش لازم را کسب نکرده باشید،اشتیاق خود را از دست می دهید. با اشتیاق ، می توانید محصولی را بسازید و با موفقیت به بازار ارائه دهید.

۱۶.چالش های حقوقی

گاهی استارتاپ ها با پیچیدگی های حقوقی خفه می شوند و این موضوع می تواند یکی از دلایل شکست یک استارتاپ باشد.سعی کنید مراحل قانونی را به درستی انجام دهید تا مشکلی مواجه نشوید.

۱۷.عدم استفاده از سرمایه گذاران

با سرمایه گذارانی پویا و فعال همکاری کنید واز همان ابتدا سرمایه گذاران را درگیر کنید و از کمک گرفتن نترسید. سرمایه گذاران با شما قرارداد بسته اند تا به شما در زمان بزور مشکلات کمک کنند.

۱۸.رهبری ضعیف

یک رهبر خوب با جذابیت و سابقه خود،چشم اندازی جذاب برای استارتاپ خود ایجاد می کند.درحالی که یک رهبر ضعیف، چشم انداز جذاب و قابل اعتمادی از استارتاپ خود به نمایش نمیگذارد و آن را به سمت شکست پیش می برد.

۱۹.مشارکت بد

مشارکت بد از دلایل شکست استارتاپ ها

مشارکت بد از دلایل شکست استارتاپ ها

اغلب استارتاپ ها در هنگام شروع ، به یک شریک نیاز دارند.اگر تخصص هر فرد با دیگری متفاوت باشد ،ایده های آنها برای این شرکت با هم تضاد دارند و این موضوع می تواند آغازگراختلافات داخلی باشد. و در نهایت ، کسب و کار منحل می شود زیرا این مشارکت کارساز نبوده است.

۲۰.مشخص نکردن هدف

یک کارآفرین برای جلوگیری از شکست استارتاپ خود باید بداند که،در چه مرحله ای قرار دارد و و قصد دارد به کجا برسد. یک استارتاپ بدون هدف ، فقط سرگردان می شود و در نهایت از بین می رود.هدف شور و اشتیاق به شغل را افزایش می دهد.

برای دستیابی به تکنیک های بیشتر در زمینه کسب و کار اینترنتی و شرکت در دوره ها:

[gravityform id=”128″ title=”false” description=”false”]

سوالات متداول درباره ی شکست استارتاپ ها

تیم سازی چگونه باعث شکست استارتاپ ها میشود؟

یک تیم با مهارت های مختلف برای موفقیت یک استارتاپ بسیار مهم است.ناهماهنگی در تیم ممکن است، به رونق کسب و کار لطمه وارد کند.

توجه نکردن به نیاز های مشتری چه اندازه در شکست استارتاپ موثر است؟

یک استارتاپ هرگز، نباید نیازهای مشتریان را نادیده بگیرد. دریافت گاه به گاه بازخورد از کاربران در طول مراحل تولید و آزمایش محصول ، شرکت را از بین نمی برد.

یکی از مهمترین عوامل شکست استارتاپ ها چیست؟

اگر در حوزه خاصی،دانش لازم را کسب نکرده باشید،اشتیاق خود را از دست می دهید. با اشتیاق ، می توانید محصولی را بسازید و با موفقیت به بازار ارائه دهید.

مشخص نبودن هدف چه تاثیری در شکست استارتاپ ها دارد؟

 یک استارتاپ بدون هدف ، فقط سرگردان می شود و در نهایت از بین می رود.هدف شور و اشتیاق به شغل را افزایش می دهد.

مشخص نبودن هدف چه تاثیری در شکست استارتاپ ها دارد؟

 یک استارتاپ بدون هدف ، فقط سرگردان می شود و در نهایت از بین می رود.هدف شور و اشتیاق به شغل را افزایش می دهد.

مفهوم استارتاپ چیست؟

استارتاپ ،نسل جدیدی از شرکت های کوچک با پتانسیل بالا ،برای رشد و گسترش است.

۲۶ نکته مهم برای راه اندازی استارتاپ که باید رعایت کنید

۲۶ نکته مهم برای راه اندازی استارتاپ که باید رعایت کنید

در این مقاله قصد داریم،درباره نکاتی که باید برای راه اندازی یه استارتاپ بدانید، صحبت کنیم.چه نکاتی را باید درباره ی یک استارتاپ بدانید؟

مفهوم استارتاپ چیست؟

اصطلاح (استارتاپ) در اوایل انقلاب فناوری،یعنی در دهه ۱۹۷۰ ایجاد شد و به نسل جدیدی از شرکت های کوچک با پتانسیل بالا برای رشد و گسترش اشاره داشت،که در دهه ۱۹۹۰ واوایل دهه ۲۰۰۰ به اصطلاح مشهوری تبدیل شد.امروزه استارتاپ ها شرکت های نوپایی هستند که برای توسعه یک محصول یا خدمات منحصر به فرد و ارائه آن به بازار تاسیس شده اند.

تفاوت یک استارتاپ و یک شرکت چیست؟

عواملی که استارتاپ ها را از شرکت ها متمایز میکند، رشد سریع است که منجر به عمومی شدن می شود. یعنی استارتاپ ها به دنبال گسترش سریع مشتریان خود هستند،این موضوع به آنها کمک می کند تا سهم بشتری از بازار را بدست آوردند و درآمد بالایی کسب کنند.

نکاتی که برای راه اندازی استارتاپ باید به آن توجه کنید

توجه کردن به این نکات و انجام آن ها میتواند موفقیت شما را در راه اندازی استارتاپ تضمین کند.

۱.درک تعهدها و چالش های راه اندازی استارتاپ

شروع یک کسب و کار،تعهدی بزرگ است.اکثر کارآفرینان درک زیادی از زمان،منابع و انرژی مورد نیاز برای شروع و رشد یک تجارت ندارند.ارائه یک محصول یا خدمات عالی و منحصر بفرد،داشتن برنامه و چشم اندازی قوی،داشتن کارمندانی عالی داشتن سرمایه و جریان نقدی کافی و…برخی از چالش های راه اندازی یک استارتاپ است‌.

۲.کسب دانش و تخصص لازم برای راه اندازی استارتاپ

کسب دانش و تخصص لازم

کسب دانش و تخصص لازم

بعد از فهمیدن اینکه می خواهید چه کسب و کاری را شروع کنید،قدم بعدی کسب دانش و تخصص لازم برای شروع است.باید تحقیق و برنامه ریزی زیادی داشته باشید تا در پایان همه این تلاش ها نتیجه دلخواهتان حاصل شود.

۳.بررسی بازار و تقاضا

زمانی که مطمئن شدید می خواهید کسب و کاری را شروع کنید،باید بازار یا تقاضای محصولات و خدمات را به دقت بررسی کنید،تا بتوانید محصول مورد نیاز مخاطبان خود را ارائه دهید.بررسی کردن رقبا این فرصت را به شما میدهد که با استراتژی های آن ها اشنا شوید و سعی کنید بهتر از آن ها عمل کنید.

۴.محاسبه هزینه‌های شروع برای راه اندازی استارتاپ

هنگام راه اندازی کسب و کار، هزینه‌هایی که برای کار نیاز دارید را برنامه ریزی کنید.ممکن است این هزینه‌ها شامل رایانه‌ها،تجهیزات، مبلمان و… شوند که باید آنها را لیست کنید.اگر همان شروع کار این هزینه ها را به طور دقیق محاسبه نکنید با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد.سعی کنید جزئیات و واقعیت های راه اندازی استارتاپ را جدی بگیرید.

۵.شناختن مخاطبان خود

باید مخاطبان نیروی محرکه هر تصمیمی باشند که می گیرید. درک این موضوع که چه کسی به محصول یا خدمات شما نیاز دارد ، می تواند پیشنهادات شما را تنظیم کند و استراتژی های بازاریابی و فروش شما بر اساس آن هماهنگ کند.بدون مشتریان و مخاطبان خود نمی توانید سود کسب کنید ، بنابراین آنها را بفهمید و آنها را در اولویت خود قرار دهید.

شناخت مخاطبان هدف برای راه اندازی یک استارتاپ ضروری است

شناخت مخاطبان هدف برای راه اندازی یک استارتاپ ضروری است

۶.تعیین ماهیت کسب و کار

باید اول از همه به اینکه چه چیزی را می خواهید ارائه دهید،فکر کنید.به طور کلی می توانید خدمات،تجارت یا تولید را انتخاب کنید.ماهیت کسب و کار شما چیست؟ چه نیازی را میخواهید برطرف کنید؟کسب و کار شما چه آینده ای دارد؟

۷.تعیین محل کسب و کار

بهترین مکان را برای کسب و کار خود شناسایی و فراهم کنید.شما به عنوان یک تیم استارتاپی باید برای جلسات کاری، همفکری و مشورت و … دور هم جمع شوید.پس به یک محل برای همفکری و کار کردن نیاز دارید.

۸.محاسبه هزینه های شروع برای راه اندازی استارتاپ

محاسبه هزینه های شروع

محاسبه هزینه های شروع

هنگام راه اندازی کسب و کار، هزینه‌هایی که برای کار نیاز دارید را برنامه ریزی کنید.ممکن است این هزینه‌ها شامل رایانه‌ها،تجهیزات، مبلمان و… شوند که باید آنها را لیست کنید.

۹.ساخت یک پیام قدرتمند

اینکه مخاطبان و مشتریان چگونه شما را می شناسند و بیاد می آورند بسیار مهم است.باید یک شعار قدرتمند برای کسب و کار خود انتخاب کنید.

۱۰.از ایده های کوچک شروع و رشد کنید

شما می توانید محصولات و خدمات خود را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید تا بتوانید هزینه های اولیه را تامین کنید،جذابیت و تجربه کسب کنید بعد کسب و کارتان را گسترش دهید.

۱۱.داشتن مشاور و مربی برای راه اندازی استارتاپ

راه اندازی و رشد یک کسب و کار بسیار مشکل است و این دلیل باعث می‌شود، بیشتر از نیمی از کسب و کارها شکست بخورند.هیچ شخصی نمی تواند تمام دانش وتجربه لازم برای اداره کسب و کار را داشته باشد،بنابراین باید از مهارت ها و تجربیات دیگران استفاده کند.

۱۲.علاقمندی به کسب و کار خود

اگر به کسب و کار خود علاقمند باشید، اشتیاق به کارتان،شمارا به طور مداوم هدایت می‌کند و باعث می‌شود برای گسترش کسب و کار خود سخت تر تلاش کنید.یک جمله ی مشهور وجود دارد که میگوید: اگر کاری را که به آن علاقه داری انجام دهی انگار کار نیمکنی!

۱۳.فروشنده قوی شوید

برای اینکه کسب و کاری موفق داشته باشید، یاد بگیرید چگونه بیزینس کنید و محصولات و خدمات خود را به مشتریان،سرمایه گذاران و… بفروشید.قابل اعتماد بودن و یادگیری نحوه گوش دادن بسیار مهم است.

فروشنده قوی شوید

فروشنده قوی شوید

۱۴.هویت ونامی عالی

انتخاب یک نام مناسب برای راه اندازی استارتاپ بسیار مهم است و می تواند تاثیر زیادی در موفقیت تجاری شما داشته باشد.نام تجاری شما باید بیانگر شخصیت،هویت و ماموریت کسب و کار شما باشد.

۱۵.استخدام کارکنان برای راه اندازی استارتاپ

اعضای کارکنان کسانی هستند که می توانند تجارت شما را ایجاد کنند یا از بین ببرند.هیچ استارتاپی بدون نیروی انسانی کارآمد نمی تواند موفق شود. پس از ابزار های مختلف برای استخدام کارکنان استفاده کنید تا موقعیت های مناسب را با استعداد های مناسب پر کنید.

۱۶.بررسی سایت های رقیب

برای راه اندازی استارتاپ باید به طور دقیق و کامل در مورد محصولات یا خدمات رقبای خود تحقیق کنید و از پیشرفت ها و اعلامیه های جدید رقبای خود مطلع شوید.

۱۸.فناوری

فناوری یکی از مواردی است که نمی توانید هنگام شروع یک تجارت جدید از آن چشم پوشی کنید.از تجهیزات دفتری و اداری، ماشین آلات و نرم افزار های مورد نیاز برای نظارت بر کسب و کارتان مطمئن شوید،زیرا در دراز مدت به عملکرد شما کمک می کند.

۱۹.داشتن یک حساب بانکی برای کسب و کار خود

حساب بانکی جداگانه ای را برای تجارت خود در نظر بگیرید.این مورد به ساده نگه داشتن سوابق شما کمک می‌کند و از قاطی شدن تراکنش های شخصی با تجارت شما جلوگیری می کند.

۲۰.دریافت مجوز های لازم در راه اندازی استارتاپ

برای راه اندازی استارتاپ باید مجوز های لازم را دریافت و مقراراتی که از سوی دولت تعیین شده است را رعایت کنید،تا در مسیر با مشکلی مواجه نشوید.

۲۱.رشد کسب و کار با بازاریابی آنلاین

کمتر کسب و کاری را می بینید که بدون یک برنامه بازاریابی مناسب فروش داشته باشند.بازاریابی یکی عوامل اصلی موفقیت استارتاپ ها و شکست آنها است.

۲۲.طراحی یک وب سایت عالی برای راه اندازی استارتاپ

طراحی وبسایت برای راه اندازی استارتاپ

طراحی وبسایت برای راه اندازی استارتاپ

وب سایتی عالی با محتوای بسیار با کیفیت برای موتورهای جستجو بهینه شده ایجاد کنید.تا مخاطبان با خدمات و محصولات و وجه استارتاپ شما آشنا شوند.

۲۳.بررسی سرمایه و دارایی خود

برای راه اندازی یک استارتاپ به سرمایه نیاز دارید.اگر میخواهید کاری را شروع کنید،حتما می دانید به چه سرمابه ای نیاز دارید.برای تامین مالی مشاغل خود، هر چه جلو تر بروید باید مطمئن شوید ،بودجه مورد نیاز برای عبور از مرحله راه اندازی را دراختیار دارید.

۲۴.خطر کردن و ریسک پذیر بودن

با راه اندازی یک استارتاپ،همیشه خطر وجود دارد.محاسبه،درک و برنامه ریزی برای خطر،قدم مهمی برای شروع کسب و کار است.موفق ترین کارآفرینان به درستی از فرصت ها استفاده می کنند.آنها به کاری که انجام می دهند اعتماد دارند و می دانند موفق خواهند شد.

۲۵.داشتن ذهنیت انعطاف پذیر

انعطاف پذیر باعث می شود زمانی که متوجه شدید مسیر فعلی طبق انتظارتان نیست،مسیر خود را تغییر دهید،و از فرصت های جدید خود استفاده کنید.

۲۶.راه اندازی یک سیستم حسابداری و تجزیه و تحلیل

باید حسابداری و گزارشگری مالی قابل اعتمادی داشته باشید،حسابداری زبان تجارت است.اگر بدون مدیریت و بدون حساب کتاب پول های خود را خرج کنید خیلی زود با شکست بزرگی رو به رو خواهید شد.

سوالات متداول در زمینه راه اندازی کسب و کار اینترنتی

مفهوم استارتاپ چیست؟

اصطلاح (استارتاپ) در اوایل انقلاب فناوری،یعنی در دهه ۱۹۷۰ ایجاد شد و به نسل جدیدی از شرکت های کوچک با پتانسیل بالا برای رشد و گسترش اشاره داشت

چه تفاوتی میان یک شرکت و استارتاپ وجود دارد؟

عواملی که استارتاپ ها را از شرکت ها متمایز میکند، رشد سریع است که منجر به عمومی شدن می شود. یعنی استارتاپ ها به دنبال گسترش سریع مشتریان خود هستند،

شناخت مخاطبان هدف چه تاثیری در راه اندازی استارتاپ دارد؟

 درک این موضوع که چه کسی به محصول یا خدمات شما نیاز دارد ، می تواند پیشنهادات شما را تنظیم کند و استراتژی های بازاریابی و فروش شما بر اساس آن هماهنگ کند.

محاسبه نکردن هزینه های یک استارتاپ چه مشکلاتی را به دنبال دارد؟

اگر همان شروع کار این هزینه ها را به طور دقیق محاسبه نکنید با مشکلات زیادی مواجه خواهید شد.سعی کنید جزئیات و واقعیت های راه اندازی استارتاپ را جدی بگیرید.

شروع کار مورد علاقه در یک استارتاپ چه مزیتی دارد؟

اگر به کسب و کار خود علاقمند باشید، اشتیاق به کارتان،شمارا به طور مداوم هدایت می‌کند و باعث می‌شود برای گسترش کسب و کار خود سخت تر تلاش کنید.

کارگاه آموزشی پیچ دک (بیزینس پلن استارتاپی) ، توی چند دقیقه نظر سرمایه گذار رو جذب کن!

کارگاه آموزشی پیچ دک (بیزینس پلن استارتاپی) ، توی چند دقیقه نظر سرمایه گذار رو جذب کن!

با سلام به شما همراهان همیشگی کلاته به یک قسمت دیگر از کارگاه های آموزشی خوش آمدید. در این دوره قسط داریم درباره ی پیچ دک صحبت کنیم و صفر تا صد یک نمونه پیچ دک را باهم تحلیل کنیم. همراه ما باشید.

آنچه در بخش قبل آموختید

  • تعاریف مختلف تیم از دیدگاه افراد بزرگ
  • چرا داشتن یک تیم از اهمیت زیادی برخوردار است؟
  • باید هایی که برای تیم سازی باید رعایت کنید
  • نقش افراد در تیم بر اساس مدل بلبین
  • مراحل پنج گانه رشد تیم براساس مدل تاکمن
  • ۵ دشمن کار تیمی نوشته پاتریک لنچیونی

 پیچ دک (pitch deck) چیست؟

پیچ دک شناسنامه ی استارتاپ است و بدون پیچ دک کسب و کار ها ۹۹.۹۹% شکست میخورند.پیچ دک یک روش استاندارد برای ارائه ی استارتاپ است که برای جذب سرمایه گذار مورد استفاده قرار میگیرد.پیچ دک فایلی است که توسط پروژکتور و اسلاید های باکیفیت به نمایش گذاشته میشود.همچنین به سرمایه گذار ها کمک میکند تا در مدت زمان کم و خیلی مختصر و مفید با بخش های مختلف استارتاپ شما آشنا شوند وتصمیم بگیرند که آیا میخواهند سرمایه گذاری کنند یا نه.

نقشه ی راه

تا اینجای کار شما باید یک ایده داشته باشید ،

برای ایده ی خود یک تیم تشکیل داده باشید ،

با تیم خود یک استارتاپ راه اندازی کرده باشید

و حالا وقت آن است که برای جذب سرمایه گذار یک پیچ دک راه اندازی کنید.

نقشه ی راه

بزن بریم!!

بخش های مختلف یک پیچ دک خوب

معرفی بخش های مختلف پیچ دک

پیچ دک از بخش های مختلفی تشکیل شده است که با یک نمونه کامل شرح خواهیم داد. پیچ دک امروز ما یک استارتاپ به اسم رایس است که کار آن فروش اینترنتی برنج است:

۱.عنوان (نام و لوگوی استارتاپ)

بخش اول هر پیچ دک مربوط به نام استارتاپ و لوگوی آن است.نکته ای که باید رعایت کنید این است که تا حد امکان لوگوی شما ساده باشد. هر چه لوگوی استارتاپ شما ساده تر باشد، بیشتر در ذهن افراد می ماند و تاثیر بهتری بر سرمایه گذار دارد.نکته ی بعدی مربوط به فونتی است که در نام و لوگوی استارتاپ خود استفاده میکنید. فونت شما باید بسیار خوانا و ساده باشد.می توانید از این فونت ها استفاده کنید:

دانلود فونت کلمه

دانلود فونت ایران سانس

دانلود فونت گرافیک

دانلود فونت سینما

برای دانلود فونت های بیشتر کلیک کنید.

اما نکته ی آخر، سعی کنید رنگ بک گراندی که در پیج دک برای بخش عنوان انتخاب میکنید متضاد رنگ خود لوگو و نام استارتاپ باشد مانند تصویر زیر: **به تضاد بین رنگ های سفید و سرخابی دقت کنید**

بخش عنوان در پیچ دک

بخش دوم: مشکل و روش فعلی انجام کار

باید مشخص کنید که چه مشکلی در بازار وجود دارد که قرار است آن را حل کنید. مثلا در بخش برنج، استارتاپ رایس این مشکلات را تشخیص داده است:

  • قیمت گران برنج به دلیل وجود دلالان و واسطه ها
  • عدم دسترسی دائمی به برنج
  • کیفیت پایین برنج
  • وجود مشکل در خرید یک نوع ثابت برنج (جنس های مختلف وجود دارد)

روش فعلی انجام کار:

اکثر افراد مستقیما به فروشگاه ها مراجعه کرده و با حمل سخت کیسه ی برنج آن را به خانه میاورند.

بخش مسئله در پیچ دک

بخش سوم: مشتری های استارتاپ

در این بخش باید مشخص کنیم محصول یا خدماتی که ارائه ارائه میدهیم قرار است به دست چه کسانی برسد؟ نمیتوانیم بگوییم همه مشتری من هستند زیرا در ابتدای کار تنها میتوانیم به بخش محدودی خدمات رسانی کنیم.برای مثال در استارتاپ رایس مشتری های ما این افراد هستند:
خانواده های ایرانی،رستوران ها،شرکت های تعاونی و اداره جات
بنابراین باید محاسبه کنید طبق توانایی های شما تا چه حد میتوانید خدمات رسانی کنید. بهتر است در ابتدا بلند پروازی نکنید و کم کم استارتاپ خود را گسترش دهید.

بخش مشتریان در pitch deck

بخش چهارم: راه حل

بعد از اینکه مشکلات بازار را شناسایی کردید و مشتری هاق هدف خود را نیز انتخاب کردید وقت آن است که راه حل های خود را ارائه دهید.مثلا برای اینکه برنج راحت تر به دست مشتری برسد استارتاپ رایس این راه حل ها را ارائه کرده است:

  • خرید مستقیم برنج از کشاورز و حذف واسطه ها
  • تحویل برنج درب منزل جهت سهولت در حمل و نقل
  • پرداخت درب منزل با کارت اعتباری برای راحتی پرداخت
  • تضمین اصالت،پایین ترین قیمت و بالاترین کیفیت
  • گارانتی پس گرفتن محصول
  • تنوع محصولات، علاوه بر برنج محصولات ثانویه مانند چای و … نیز به فروش میرسد.

بخش راه حل در pitch deck

بخش پنجم: معرفی محصول

در این بخش برای اینکه سرمایه گذار بیشتر با استارتاپ شما آشنا شود باید توضیحات و ویژگی های محصول و خدمات خود را ارائه دهید. باید توضیح دهید که محصول شما از چه بخش هایی تشکیل شده و یا خدمات شما دارای چه قسمت هایی است. در استارتام رایس چون محصول برنج درجه یک ایرانی است و کاملا واضح است این بخش را معرفی نکردیم.

بخش ششم: حجم بازار

باید بررسی کنید که نیاز بازار چقدر است و استارتاپ شما جایی در بازار دارد یا نه؟ آیا شروع استارتاپ شما و سرمایه گذاری برای فرد سرمایه گذار مقرون به صرفه هست یا نه؟
برای استارتاپ رایس این آمار بررسی شده است (* آمار مربوط به سال ۹۶ است):
۲.۲ میلیون تن برنج در سال تولید شده است

  • گردش مالی فقط در استان مازندران در رمینه ی برنج پنج هزار میلیارد تومان بوده است
  • قیمت برنج هر روز در حال افزایش است
  • سرانه ی مصرف سالانه ی برنج ۳۶ کیلوگرم است
  • کشور نیازمند واردات ۸۰۰۰۰۰ تن برنج باکیفیت است
  • در ایران چیزی حدود ۲ میلیارد و ۸۸۰ میلیون کیلوگرم برنج مصرف میشود
  • اگر مشتری های استارتاپ را چیزی حدود ۵ هزار نفر در نظر بگیریم،ماهانه چیزی حدود ۱۵۰ میلیون تومان فروش خواهیم داشت
  • اگر ۱۹ درصد فروش را سود ور نظر بگیریم، سوده ماهانه چیزی حدود ۲۸ میلیون و پانصد تومان است
  • و سپس اگر ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده را از آن کم کنیم، ۱۵ میلیون سود ماهانه باقی می ماند
  • طبق بررسی ها با ۴ نفر نیروی انسانی میتوان این حجم از فروش را مدیریت کرد

حجم بازار در pitch deck

بخش هفتم:اعتبارسنجی سیستم

در این بخش باید بررسی کنید که آیا استارتاپ شما مورد قبول مردم هست؟ آیا جایگاهی بین مردم دارد؟ مردم حاضر هستند بابت محصول یا خدمات شما پولی پرداخت کنند؟
برای مثال در استارتاپ رایس با ۵۰ نفر مصاحبه کردیم و نتایج را یادداشت کردیم. تعدادی از پاسخ ها:

  • خیلی خوبه
  • عالیه
  • حتما خرید میکنم
  • بعید میدونم کسی حاضر باشه اینترنتی برنج بخره
  • جای چنین چیزی در بازار خالیه
  • قبلا مثل این ایده وجود داشته
  • حمل و نقل بصرفه نیست و سودی نداره
  • مافیا اجازه ی فعالیت نمیدن

با برآورد تمام این داده ها به این نتیجه رسیدیم:

اعتبارسنجی در پیچ دک

بخش هشتم:نحوه ی درآمدزایی

بخش مهم پیچ دک شما این است که نحوه ی درآمدزایی استارتاپ شما چگونه است؟ این بخش تاثیر زیادی در قانع کردن سرمایه گذار دارد. باید تمامی روش هایی را که برای شما درآمد دارد معرفی کنید.روش های درآمدزایی برای استارتاپ رایس:

  • فروش برنج
  • کارمزد (سود)
  • فروش محصولات ثانویه مانند چای

نحوه ی درآمدزایی درpitch deck

بخش نهم:هزینه های استارتاپ

در این بخش باید هزینه هایی را که طرح و استارتاپ شما نیاز دارد معرفی کنید تا سرمایه گذار تصمیمات نهایی خود را بگیرد. برای مثال برای استارتاپ رایس ۲ نوع هزینه وجود دارد.هزینه های ثابت و هزینه های متغیر

هزینه های ثابت:

  • دفتر کار
  • نیروی انسانی
  • حمل و نقل

هزینه های متغیر:

  • هزینه های جاری
  • تبلیغات
  • ضرر و زیان های محصول
  • مناسبت ها و تخفیف ها

بخش هزینه ها در پیچ دک

بخش دهم:بررسی رقبا و مزیت رقابتی

این بخشی است که برای شما اهمیت ویژه ای دارد.در این بخش باید رقبای اصلی خود را مشخص کنید .همچینین باید مزیتی که نسبت به رقبا دارید را معرفی کنید.برای مثال برای استارتاپ رایس:دیجی برنج و خوشه چین رقبای اصلی هستند. مزیتی که رایس نسبت به این کسب و کار ها دارد:کیفیت تضمین شده،قیمت پایین تر،تحویل درب منزل، خرید پس از تست محصول

رقبا و مزیت رقابتی در pitch deck

بخش یازدهم:مارکتینگ

در این بخش باید مشخص کنید چه روش هایی را برای تبلیغات و بازاریابی قرار است به کار ببرید.

  • اس ام اس منطقه ای
  • تقویت سئو
  • جذب بازاریاب شبکه ای
  • تقویت منطقه ای به روش های مختلف
  • اینستاگرام
  • کانتر های نمایشگاهی
  • کانتنت مارکتینگ
    و …
    نیازی نیست در تمامی بستر ها بازاریابی کنید. ابتدا باید مشخص کنید که مشتریان هدف شما بیشتر در کجا فعالیت دارند.

بخش مارکتینگ درpitch deck

بخش دوازدهم:طرح توسعه

در این بخش از پیچ دک باید مشخص کنید که در چند ماه آینده یا چند سال چه آینده ای در انتظار استارتاپ شماست.برای استارتاپ رایس:

طرح توسعه در پیچ دک

چند راهکار برای موفقیت بیشتر پیچ دک

راهکار هایی برای ارائه ی بهتر pitch deck

خب قسمت های مختلف یک پیچ دک را با هم بررسی کردیم وقت آن است چند نکته ی ساده را با هم بررسی کنیم:

۱.تا جای ممکن از متن کمتری در پیچ دک استفاده کنید

بهتر است متن کمتری در پیچ دک به کار ببرید و در عوض از تصاویر و آیکون ها استفاده کنید؛ زیرا ارتباط بصری تاثیر بیشتری بر روی حضار و سرمایه گذاران دارد.

۲.استفاده از فرمت پی دی اف برای پیچ دک

گاهی اوقات قصد دارید نظرات یک سرمایه گذاری را جلب کنید که در فاصله ی دوری از شماست. بنابراین از شما میخواهد که فایل پیچ دک خود را برای او بفرستید.ممکن است فایل شما در فرمت های مختلفی باشد اما توصیه میکنیم که حتما یک نسخه از پیچ دک خود را در فرمت پی دی اف برای او ارسال کنید. پی دی اف به راحتی در هر تلفن یا لپ تاپ و … قابل مشاهده است. فرمت pitch deck آنقدر مهم است که تعداد زیادی استارتاپ به علت فرمت نامناسب سرمایه گذار خود را از دست داده اند.

۳.قانون طلایی شش

به طور خلاصه این قانون میگوید که هر چه در یک اسلاید تعداد کمتری آیتم به کار ببرید نظر بیننده را بیشتر به سمت خود جلب میکند. و اطلاعات شما در ذهن فرد بیننده و یا سرمایه گذار بیشتر می ماند. قانون طلایی ۶ میگوید که بهتر است از ۶ آیتم در هر اسلاید استفاده کنید.

۴. تعداد اسلاید های پیچ دک

تعداد اسلاید ها نه آنقدر کوتاه باشد که سرمایه گذار چیزی از آن متوجه نشود و نه آنقدر طولانی باشد که حوصله ی او سر برود.استاندارد تعداد اسلاید ها ۱۸ تا است.

آرشیو دانلودهای کارگاه

منظور از پیچ دک (pitch deck) چیست؟

پیچ دک یک روش استاندارد برای ارائه ی استارتاپ است که برای جذب سرمایه گذار مورد استفاده قرار میگیرد.پیچ دک فایلی است که توسط پروژکتور و اسلاید های باکیفیت به نمایش گذاشته میشود.

استفاده از پیچ دک چه فایده ای دارد؟

به سرمایه گذار ها کمک میکند تا در مدت زمان کم و خیلی مختصر و مفید با بخش های مختلف استارتاپ شما آشنا شوند وتصمیم بگیرند که آیا میخواهند سرمایه گذاری کنند یا نه.

برای رسیدن به بخش ارائه ی پیچ دک باید چه مراحلی را طی کنیم؟

ایده⇐تیم سازی⇐راه اندازی استارتاپ⇐ارائه ی پیچ دک

در بخش حجم بازار در پیچ دک چه عواملی باید بررسی شود؟

باید بررسی کنید که نیاز بازار چقدر است و استارتاپ شما جایی در بازار دارد یا نه؟ آیا شروع استارتاپ شما و سرمایه گذاری برای فرد سرمایه گذار مقرون به صرفه هست یا نه؟

در بخش اعتبارسنجی در پیچ دک چه عواملی باید بررسی شود؟

در این بخش باید بررسی کنید که آیا استارتاپ شما مورد قبول مردم هست؟ آیا جایگاهی بین مردم دارد؟ مردم حاضر هستند بابت محصول یا خدمات شما پولی پرداخت کنند؟

بوم ناب استارتاپ چیست و چطور یک lean canvas بسازیم؟

بوم ناب استارتاپ چیست و چطور یک lean canvas بسازیم؟

بوم مدل کسب کار یک زبان مشترک برای ارتباط افراد و ترسیم افکار و جمع بندی نظرات می باشد. بوم مدل کسب و کار  Business Model Canvas ابزار مدیریتی و کارآفرینانه استراتژیک است که به شما اجازه می‌دهد مدل کسب و کار خود را توصیف، طراحی و اختراع کرده یا آن‌ را به چالش کشیده و یا تغییردهید. این بوم یک جدول است که بخش‌های مختلف یک محصول یا ایده شامل ارزش پیشنهادی، زیرساخت‌ها، مشتری‌ها و منابع درآمد را مشخص می‌‌کند.

در تعریف دیگری آمده است که این بوم، الگویی برای تدوین یک مدل برای کسب‌وکاری جدید یا ثبت مدل فعلی مورد استفاده در کسب‌وکار است. بوم مدل کسب‌ و کار به شرکت‌ها کمک می‌کند تا بتوانند با ترسیم تعامل میان بخش‌های مختلف کسب ‌وکار خود، فعالیت‌های خود را به شکلی هماهنگ به پیش ببرند. بوم مدل کسب و کار برای اولین بار توسط الکساندر استروالدر (Alexander Osterwalder) معرفی شد.

این جدول شامل بخش‌های مختلف یک ایده یا کسب و کار است.طبق تعریف استروالدر؛ مدل کسب و کار ابزاری مفهومی است که شامل مجموعه‌ای از عناصر و ارتباط آن‌ها بوده و منطق شرکت جهت درآمدزایی را نشان می‌دهد.تعریف استروالدر و بوم مدل کسب و کار پیشنهادی وی، از توجه و استقبال قابل توجهی برخوردار شده است. به طوری که امروزه در اکثر شرکت‌های موفق جهان و رویدادهای استارتاپی از این بوم به عنوان تابلوی راهنمایی برای جهت دهی مسیر کسب و کار استفاده می‌کنند.

معرفی اجزای ۹ گانه بوم مدل کسب و کار:

۱- مشتری ها  (Customer)

مشتری ها از اجزای ۹ گانه بوم مدل کسب و کار

مشتری ها از اجزای ۹ گانه بوم مدل کسب و کار

مشتری چه کسی است؟ به چه چیزی فکر می‌کند؟ چه چیزی را می‌بینید؟ چه احساسی دارد؟ چه می‌کند؟ در این بخش، همان طور که از نامش پیداست، شما مشتریان‌تان را که بر اساس یک سری ویژگی‌ها هدف قرار داده‌اید معرفی می‌کنید. برای استفاده از بوم کسب و کار باید از پاسخ به سؤالات زیر اطمینان حاصل کنید:

الف– ابعاد بخش

شما در یک بازار یک‌طرفه حضور دارید یا چندطرفه؟ اگر در بازار چند طرفه هستید، تعداد بخش‌هایی که باید در بوم بیاورید، باید حداقل برابر با تعداد گروه‌های آن بازار باشد. مثلا بازار یک سایت خبری یک بازار دوطرفه است که در یک طرف خوانندگان وبسایت قرار دارند و در طرف دیگر تبلیغ‌کنندگان.

ب– ترکیب بخش

در این قسمت نیاز است که تحلیل جامعی برای مشاهده‌ ویژگی‌های انواع مشتریان هر بخش انجام گیرد. شما باید قادر باشید این بخش‌بندی‌ها را مجسم کنید، مثلا آنها چه کفشی می‌پوشند و شما باید به تفکر، احساس، نگرش و اقدامات آن ها در حوزه‌ محصولات خود پی ببرید. در این مرحله حتما هم خریداران و هم کاربران محصولات خود را فهرست کنید.

ج– مسائل، نیازها، عادت‌ها و گزینه‌های فعلی

شما برای مشتریان چه کاری انجام می‌دهید؟ چه نیازی را برطرف می‌کنید؟ اطمینان حاصل کنید می‌توانید یک نیاز و مسئله‌ی فعلی و گزینه‌های دیگر مورد استفاده مشتریان را شناسایی کنید. اگر در این خصوص مطمئن نیستید به بررسی و مشاهده‌ میدانی بپردازید یا مشاوره بگیرید.خروجی: فهرستی از ویژگی‌هایی که توسط بخش‌بندی مشتریان سازمان‌دهی و اولویت‌بندی شده است..

۲-ارزش ارائه شده  (Value Proposition)

چه چیزی در خصوص محصول یا خدمت ما برای مشتریان ارزشمند و مجاب‌کننده است؟ چرا مشتریان محصول ما را می‌خرند و استفاده می‌کنند؟ در این قسمت باید مشخص کنید که قرار است چه ارزش‌هایی را برای مشتریان‌تان به ارمغان بیاورید؟ چه مزیتی (مانند قیمت خوب، راحتی، سرعت و…) قرار است به مشتری بدهید تا شما را نسبت به رقبایتان ترجیح بدهند؟

۳- کانال‌ها (Channels)

کانال ها از اجزای ۹ گانه بوم مدل کسب و کار

کانال ها از اجزای ۹ گانه بوم مدل کسب و کار

چطور این ارزش پیشنهاد‌ی تبلیغ، فروخته و تحویل داده می‌شوند؟ چرا؟ آیا چنین کاری فایده دارد؟ چگونه قرار است کالا یا خدمات یا هر نفع دیگری که برای مشتری خواهید داشت، به او برسد؟ چگونه کالایتان را توزیع خواهید کرد؟ از چه کانالی خدمات‌تان را به مشتری ارائه خواهید داد؟

۴- ارتباطات با مشتری  (Customer Relations)

در این قسمت مشخص می‌کنید که چگونه قرار است با مشتری ارتباط داشته باشید و چگونه می‌خواهید این ارتباط را حفظ کنید؟ تعامل شما با مشتریان در طول چرخه‌ عمر محصول و فروش به چه صورت است؟ آیا این تعامل به صورت رودررو است؟ تماس تلفنی؟ کاملا از طریق وبسایت؟ آیا آن ها هرگز شما را ندیده‌اند و کلیه‌ تعاملات شما از طریق یک کانال بوده است؟ در اینجا باید این سؤالات را از خود بپرسید:آیا ارزش پیشنهادی را می‌توان از این طریق از تبلیغ گرفته تا فروش و خدمات پس از فروش به مشتری تحویل داد؟ آیا محاسبات شما درست عمل می‌کند؟ آیا محصول شما نیاز به تست یا پشتیبانی بیشتری دارد؟

بسیاری از شرکت‌ها، مانند اَپل، از راه‌اندازی پشتیبانی تلفنی صرف‌نظر کرده‌اند تا با پشتیبانی رودررو بتوانند درآمد معقولی کسب کنند.

۵- درآمد (Revenue)

کسب و کار چطور از ارزش پیشنهادی کسب درآمد می‌کند؟ قرار است استارتاپ شما چگونه از هر دسته از مشتریان درآمد داشته باشد؟ حق اشتراک؟ (مثل روزنامه ها)، حق سرویس؟ حق استفاده از مجوز؟ و …

۶- فعالیت‌های کلیدی (Key Activities)

کسب و کار چه فعالیت‌های استراتژیکی را به شکل منحصربه‌فرد انجام می‌دهد تا محصول یا خدمت خود را به مشتریان ارائه دهد؟ به عبارت دیگر فعالیت‌های اصلی اقدامات ضروری و مهمی هستند که کسب و کارها برای ایجاد و ارائه ارزش پیشنهادی خود و ادامه‌ فعالیت کسب و کارشان به آن نیاز دارند.برای یک کسب و کار محصول‌محور، این فعالیت‌ها ممکن است شامل یادگیری مستمر در خصوص کاربران و تکنولوژی‌های جدید برای تولید محصولات بهتر شود.

اگر تمرکز کاری شما روی انجام کارهایی برای مجموعه‌ای مشخص از مشتریان است­(مثلا کلیه‌ فعالیت‌های امور فناوری اطلاعات یک دفتر حقوقی)، فعالیت‌های کلیدی احتمالا شامل کسب شناخت کافی از بخش‌ها و ایجاد یا کسب محصولات یا خدمات متناسب است. برای یک کسب و کار زیرساختی (مثل تجهیزات برق)، این فعالیت‌ها می‌تواند شامل راه‌اندازی زیرساخت و کاراتر کردن آن باشد.

۷- منابع کلیدی (Key Resources)

منابع کلیدی کانال از اجزای ۹ گانه بوم مدل کسب و کار

منابع کلیدی کانال از اجزای ۹ گانه بوم مدل کسب و کار

منابع اصلی دارایی‌های استراتژیکی هستند که شما برای کسب برتری و رقابت با سایرین به آنها نیاز دارید. از آنجا که قرار شد یک سری ارزش‌ها، شامل خدمات و محصول و سایر منافعی را که قرار است به مشتری برسانید، تعریف کنید. حالا برای تحقق این ارزش‌ها برای مشتری به چه منابع اصلی و ضروری مالی، انسانی، تجهیزات و… نیاز دارید؟

۸- شرکای کلیدی (Key Partners)

تا این مرحله، بوم به شما کمک کرده‌ است تا نقاط کانونی کسب و کار خود را به خوبی شفاف کنید. در این بخش مشخص می‌شود چه فعالیت‌ها و منابعی مهم هستند، اما منحصرا با استراتژی شما هنوز متناسب نیستند. چه چیزی خارج از ذات کسب و کار شما است؟ شرکت برای تمرکز بیشتر روی فعالیت‌های کلیدی خود چه کارهایی را می‌تواند انجام ندهد؟ آیا شرکا می‌توانند از پس بعضی از آنها برآیند؟ چرا؟ کدام‌ یک از رقبای شما؟

۹ – هزینه (Cost)

تا این گام، به خوبی مشخص شده است که چگونه فعالیت‌های اصلی محرک خلق ارزش و بنابراین درآمد خواهند بود، اما در این گام این سؤال مطرح است که چگونه ارزش پیشنهادی و فعالیت‌ها باعث ایجاد هزینه می‌شوند؟ محرک‌های اصلی هزینه‌ای کسب و کار چه هستند؟ و چطور به درآمد متصل می‌شوند؟آیا این هزینه‌ها به خوبی با ارزش‌های پیشنهادی کلیدی متناسب‌سازی شده‌اند؟ بیشتر هزینه‌ها ثابت هستند یا متغیر؟ آیا هزینه‌ها با مقیاس کسب و کار رابطه‌ی خطی دارند یا در کل ثابت هستند؟

اینها سؤالاتی هستند که برای بهبود مدل باید به آنها پاسخ داد. به این قسمت برای راه‌اندازی، بقا و توسعه کسب و کارمان نیاز داریم: هزینه‌های یک‌باره: مثل خرید نرم‌افزار، هزینه‌های ثابت: مثل حقوق کارمندان، هزینه‌های متغیر: مثل هزینه تبلیغات

بوم ناب مدل کسب و کار چیست؟

اگر مطلب قبلی پیرامون بوم مدل کسب و کار را مطالعه کرده باشید، اجزای مختلف آن شناخته‌اید. ابزار بوم مدل کسب و کار یک ابزار مقدماتی و البته اصلی و پایه‌ای برای راهبری یک استارتاپ است. اما اگر بخواهیم استارتاپ خود را به صورت حرفه‌ای جلو ببریم مسلما نیازمند ابزارهای دیگری نیز هستیم. یکی از بهترین ابزارها برای راهبری حرفه‌ای استارتاپ، بوم ناب یا همان لین کانواس (Lean Canvas) هست.

بوم ناب همانند بوم مدل کسب و کار ۹ جز دارد که ۵ جز از آن با بوم مدل کسب و کار تقریبا مشابه بوده اما ۴ بخش به این بوم اضافه شده که جایگزین بخش‌های ارتباط با مشتریان، فعالیت‌های اصلی، منابع اصلی و شرکای کلیدی شده است.حال ببینیم بخش‌های مختلف این بوم را چه بخش‌هایی تشکیل می‌دهد و چه تغییراتی نسبت به بوم مدل کسب و کار کرده است.

اجزای اصلی بوم ناب کسب و کار (Lean Canvas):

اجزای اصلی بوم مدل کسب و کار

اجزای اصلی بوم مدل کسب و کار

۱- مسئله یا مشکل (Problem)

هر ایده درست و صحیحی که در ذهن ما شکل می‌گیرد، احتمالا برای رفع یک مشکل یا ایجاد یک تجربه لذت بخش شکل گرفته است. تا حالا فکر کردید که مردم در یک حوزه خاص مثل سلامت، تهیه مواد غذایی، مطالعه و… با چه مشکلی رو برو هستند؟ چه مشکلاتی در زندگی روزمره دارند؟ آیا واقعا این مسئله یا مشکلی که می‌نویسید واقعا یک دغدغه است؟ و آیا ایده‌ی برای حل یک مشکل یا مساله طراحی شده است یا خیر، واقعیت این است که راه حل بودن، یکی از پارامترها برای راه اندازی استارتاپ است.

در واقع باید به این مساله توجه داشته باشید که ایده‌ی شما ناظر به حل چه مشکل یا مساله‌ای است؟ و آیا این مساله برای کاربر و مخاطب نیز اهمیت دارد؟ توجه نکردن به این نکته ظریف و البته ساده، شکست بسیاری از استارتاپ‌ها را به دنبال داشته است.

۲- بخش مشتریان (Customer Segment)

در بخش مشتریان همانطور که از اسمش پیداست، باید مشتریان خود را مشخص کنید. در این مرحله باید ببنید که: مساله‌های بیان شده برای چه گروهی از مشتریان است؟ این افراد چه کسانی هستند و چه ویژگی‌هایی دارند؟

این بخش همانند بخش مشتریان بوم مدل کسب و کار است. منظور از بخش‌های مشتریان آن دسته افرادی هستند که به احتمال زیاد علاقه زیادی به محصول شما دارند و بواسطه این علاقه و اشتیاق حاضرند علاوه بر استفاده از محصول یا خدمت شما، به شما بازخوردهایی برای بهبود محصول نیز ارایه دهند. بازخوردهای این افراد باعث درک بهتر مشکل و بهبود راه حل ارایه شده از سوی شما می‌باشد.

۳- راه حل (Solution)

تا اینجای کار، مسئله تشخیص داده شد و مشتریان، با رویکرد پذیرندگان آغازین تعیین شدند. به نظر شما بهترین راه حل ممکن برای رفع مسئله تشخیص داده شده برای جامعه هدف اولیه چیست؟ در این بخش از بوم راه حل خود را بصورت مختصر تشریح می‌کنید و نقاط قوت آن را مشخص می‌نمایید. البته در کل یادتان باشد، شما بواسطه به کارگیری یک فرآیند اعتبار سنجی، احتمالا مجبور خواهید شد بخش‌های زیادی از بوم را بروزرسانی نمایید. پس مراقب باشید دچار برنامه اشتباه برنامه ریزی بیش از حد نیاز نشوید. زیرا ممکن است اصلا مشکل یا مساله درستی را تشخصی نداده باشید.

۴- ارزش پیشنهادی یکتا (Unique Value Proposition)

این بخش مشابه بخش ارزش پیشنهادی در بوم مدل کسب و کار است. شما باید دقیقا مشخص کنید که چه دلیلی وجود دارد که مشتریان، شما را نسبت به رقبا ترجیح دهند؟ یا به عبارتی شما چه ویژگی دارید که بقیه رقبایتان ندارند؟ در این بخش به طور ساده باید بیان کنید که محصول، خدمت یا سرویس شما چه ویژگی منحصر بفردی دارد که مشتری باید شما را نسبت به سایر رقبا انتخاب کند؟

۵- برتری مطلق (Unfair Advantage)

برتری مطلق یا برتری ناعادلانه یعنی اینکه شما نسبت به رقبایتان یک سری ویژگی داشته باشید که این ویژگی‌ها به راحتی قابلیت کپی شدن را نداشته باشند. البته لازم است به این نکته اشاره کنیم که تقریبا همه چیز قابلیت کپی شدن را دارد ولی مسئله زمان‌بر بودن برای پیاده سازی است. برتری مطلق به نوعی با نگاه مبتنی بر منابع (resource besed view) در طراحی کسب و کارها هم‌خوانی دارد.

۶- سنجه‌های کلیدی (Key Metrics)

به نظر شما چه راهکاری وجود دارد تا بفهمیم درست می‌رویم یا اشتباه؟ درطول مسیر نیاز به شاخص‌هایی دارید که با ارزیابی آن‌ها بتوانید نتیجه فعالیت‌هایتان در عرصه توسعه مشتری و اعتبارسنجی استارتاپ خود را بسنجید. این شاخص‌ها در بوم ناب اصطلاحا، سنجه‌های کلیدی نامیده می‌شوند. چه چیزهای نیاز به رصد آنی دارند؟ آیا تعداد کاربران ثبت نام شده در وبسایت مهم هستند یا تعداد بازدید از پست یک محصول؟ یا کاربرانی که محصول را می‌خرند؟ یا نسبت ثبت نام کنندگان به خریداران؟

معرفی ۵ شخصیت استارتاپی ثروتمند جهان

۷-کانال ها (Channels)

مشابه بوم کسب و کار، کانال‌ها راه‌هایی هستند که به شما کمک می‌کنند محصول یا خدمت خود را از طریق این راه‌ها به دست مشتریان خود برسانید.

۸- ساختار هزینه ها (Cost Structure)

ساختار هزینه‌ها به طور کلی هزینه‌های استارتاپ شما برای ادامه حیات‌اش را مشخص می کند. سوالاتی که در این بخش بیان می‌شود: هزینه‌های کسب وکار چه چیزهایی هستند؟ برای پایداری حیات کسب و کار چه هزینه‌هایی باید انجام شود؟

۹- جریان درآمد (Revenue Stream)

این بخش نیز همانند بوم مدل کسب کار است. سوالاتی که در این بخش بیان می شود: چگونه و از چه طریقی می‌خواهید درآمد داشته باشید؟ مشتری در قبال چه چیزی برای کسب و کار شما هزینه پرداخت می‌کند؟ در چه زمانی فکر می‌کنید به چنین درآمدی می‌رسید؟